کمک‌ها ادامه دارد

این 55 میلیون دلار کجا هزینه می شود؟

اعتراف به ارائه کمک‌های مالی مستقیم به اغتشاشگران توسط مؤسسات به ظاهر غیرانتفاعی فعال در عرصه جنگ نرم در حالی صورت می‌گیرد که پیش از این نیز دولت آمریکا به صورت مستقیم کمک‌هایی را به رسانه‌ها و سایت‌های ضد ایرانی ارائه و مشخصاً خود را درگیر مسائل داخلی ایران کرده بود. موضوعی که قرار بود به صورت محرمانه پیگیری شود اما با شکست‌های پی در پی این طراحی‌ها و حضور یکپارچه مردم در صحنه‌های دفاع از نظام و حاکمیت حالت علنی و بی پروا به خود گرفت. در همین راستا و به جز کمک‌های مالی غیرمستقیم به اغتشاشگران داخلی، این دولت کمک‌های مستقیمی را نیز به رادیو فردا و تلویزیون صدای آمریکا کرده و در کنار اینها، هیلاری کلینتون کمک‌های مالی گزافی را نیز به سایت‌های توئیتر و فیس بوک که محبوبیت زیادی بین ایرانیان دارند
ارائه کرده است.
 

اما این پایان بخش کمک‌های بی‌شائبه آمریکائیان به مخالفان ایران نیست چراکه این دولت علاوه بر کمک به نهادهای فعال در عرصه جنگ نرم و همچنین اغتشاشگران داخلی ایران، کمک‌های سخاوتمندانه‌ای را نیز به تروریست‌های فعال علیه کشورمان نظیر جندالشیطان، مجاهدین خلق و پژاک کرده که اعترافات عبدالمالک ریگی نیز بخشی از این سناریو را افشا کرد.
 

دلارهای آمریکایی در جوی آب
 

در کنار تمامی اطلاعات منتشر شده در خصوص کمک‌های آمریکاییان به اغتشاشگران داخلی و گروهک‌های معاند فعال علیه ایران که از بودجه ویژه وزارت امورخارجه آمریکا و به نام توسعه دمکراسی در جهان هزینه می‌شود، گفتن این مطلب ضروری به نظر می‌رسد که این هزینه‌ها جدای از بودجه‌های مصوب سنای آمریکا برای مقابله علیه ایران است.
 

بر اساس اطلاعات موجود در سایت رسمی کنگره آمریکا، بخشی از بودجه سال 2010 آمریکا برای فعالیت سایبر علیه ایران از طریق برنامه‌ای تحت عنوان برنامه منطقه‌ای دموکراسی در خاور نزدیک (Near East Regional Democracy) تامین خواهد شد. روزنامه آمریکایی یو.اس ای تودی در 26 شهریور امسال از برنامه اوباما برای افزایش بودجه برنامه NERD به میزان 15 میلیون دلار خبر داد و هدف از این اقدام را اختصاص بخشی از این بودجه به فعالیت علیه ایران خوانده بود.
 

در متن لایحه بودجه 2010 وزارت خارجه آمریکا ذیل عنوان دسترسی به اینترنت و آزادی آمده است:10 میلیون دلار از بودجه این بخش برای فعالیت‌های سایبر علیه ایران از طریق NERD و 10 میلیون دلار دیگر از طریق
Democracy Fund تأمین می‌شود. اما باز هم اینها پایان بخش دشمنی‌های آمریکا علیه نظام و مردم ایران نیست چراکه در کنار تمامی این بودجه‌های کلان، وزارت دفاع آمریکا(پنتاگون) نیز بودجه‌ای 55 میلیون دلاری برای جنگ نرم علیه انقلاب اسلامی و براندازی آن در نظر گرفته است.
بر این اساس کمیته‌ نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا (HASK) در لایحه بودجه سال 2010 پنتاگون برای نفوذ در ایران، مقابله با فیلترینگ سایت‌های ضدایرانی، تحریک قربانیان سانسور در ایران، آموزش الکترونیکی ایرانیان مخالف نظام برای براندازی نرم و شبکه‌سازی اینترنتی برای اغتشاشگران بعد از انتخابات ریاست جمهوری، ارائه آموزش‌های لازم رسانه‌ای و کامپیوتری برای راه اندازی سایت‌ها جهت اطلاع‌رسانی، بودجه 55 ملیون دلاری تصویب کرده است. تمامی این بودجه‌ها و کمک‌های مالی برای براندازی نظام ایران در حالی از سوی دولتمردان آمریکا تصویب می‌شود که این کشور به علت راه انداختن جنگ افغانستان و عراق، درگیر شدیدترین رکود اقتصادی تاریخ خود شده است و میلیون‌ها نفر از مردم این کشور بر اثر این بحران اقتصادی ورشکسته شده و سرمایه‌های خود را از دست داده‌اند. به‌رغم تمامی این مشکلات گریبانگیر مردم آمریکا، این کشور در کنار کمک‌های سخاوتمندانه خود به مخالفان نظام ایران، بودجه‌های هنگفتی نیز برای براندازی و تغییر حکومت در سایر کشورهای مستقل در نظر گرفته است.

بهزاد نبوی هم انگلیسی از آب درآمد

وزارت‌خارجه‌بزرگ‌ترین‌استعمارگردنیا نگران‌جاسوسش‌درتهران‌شد
وزارت جارجه بریتانیا: بهزاد نبوی باید بداند، انگلستان تا آخرین لحظه از او حمایت خواهد کرد...
وزارت خارجه و مجلس عوام انگليس در اقدامي عجيب و سأال برانگيز نسبت به بازداشت بهزاد نبوي عضو مركزيت سازمان مجاهدين (انقلاب) ابراز نگراني كردند.

به دنبال پيگيري شماري از نمايندگان مجلس عوام درباره بهزاد نبوي، ايوان لوئيس معاون خاورميانه وزارت خارجه گزارشي ارائه كرد و نبوي را شخصيت برجسته معرفي كرد كه 16 ژوئن دستگير شده است. لوئيس گفت: بهزاد نبوي عضو سابق پارلمان و از وزيران سابق، يكي از چند شخصيت برجسته بازداشت شده پس از انتخابات ايران است. اتحاديه اروپا نگراني خود را درباره اين بازداشت ها در تاريخ سوم اوت اعلام كرد.
 معاون خاورميانه وزارت خارجه انگليس اضافه كرد: نبوي در تاريخ نهم فوريه به خاطر نقشش در ناآرامي ها به 5 سال زندان محكوم شد. مقامات ايراني بر سركوب اعتراضات مشروع، محدود كردن آزادي ها و تهديد و خشونت و اعدام ادامه مي دهند. به رغم اين، مخالفان شجاع به مبارزه ادامه مي دهند. ما به مقامات ايران تأكيد مي كنيم افراد بازداشت شده سياسي را آزاد كنند.

پيتر رابينسون نماينده مجلس عوام و رهبر حزب اتحاد دموكراتيك از وزارت خارجه سوال كرده بود كه چه گزارش هايي درباره زنداني شدن بهزاد نبوي دريافت كرده است.

معاون وزير خارجه انگليس در ادامه توضيحات خود، با حمايت صريح از اغتشاشگران گفت: آنها خود مسئوليت پيگيري حقوقشان را در زمينه حقوق بشر و دموكراسي دارند اما لازم است بدانند مطالبات آنها به وسيله بریتانیا حمايت مي شود.

شايان ذكر است در آستانه انتخابات مجلس هفتم نيز اتحاديه اروپا بيانيه اي صادر كرد و در آن با اشاره به رد صلاحيت افرادي نظير بهزاد نبودي، رضا خاتمي، ميردامادي و... اعلام كرد به خاطر رد صلاحيت اصلاح طلبان، انتخابات را مشروع نمي داند.

حمايت علني وزارت خارجه انگليس از بهزاد نبوي گرداننده واقعي سازمان مجاهدين (انقلاب) در حالي است كه نبوي و شماري از عناصر همسوي وي در سازمان همواره براي رد گم كني ژست ضدانگليسي و استقلال طلب به خود گرفته و حتي وي مدعي شده بود منتقدان مديريت شركت نفتي پتروپارس - كه وي همزمان با نايب رئيسي مجلس، رئيس هيئت مديره آن شركت هم بود- سنگ انگليس و شركت بريتيش پتروليوم را به سينه مي زنند. اما چند ماه بعد معلوم شد دست بر قضا، شركت پتروپارس در لندن به ثبت رسيده است. روزنامه دولتي ايران كه در آن زمان توسط يك تيم مشاركتي اداره مي شد، اعلام كرد ده ها شركت و از جمله پتروپارس در خارج كشور به ثبت رسيده اند و علت اصلي اين امر دور شدن از حسابرسي دولتي است.

ذكر اين نكته هم ضروري است كه سفارت انگليس از چند سال قبل ارتباطات گسترده اي را با طيفي از افراطيون مدعي اصلاح طلبي برقرار كرده و آنها را آلوده كرده بود. اين ارتباطات در كليد زدن پروژه تقلب و شعله ور ساختن اغتشاشات خياباني به كار آمد و يكي از ستادهاي افراطيون در تهران عملاً در خدمت شبكه بي بي سي انگليس قرار گرفت.

حسين رسام تحليلگر ارشد سفارت انگليس كه در جريان آشوب ها دستگير شد اذعان كرد كه طي چند سال گذشته با 150 فعال سياسي مدعي اصلاح طلب ارتباط سيستماتيك برقرار كرده و از اين طريق به جمع آوري اطلاعات محرمانه و ارسال آنها به لندن اهتمام كرده است.

آغاجري، تاج زاده، آرمين و توفيقي (عنصر فراري) از ديگر اعضاي مورد حمایت بریتانیا در سازمان مجاهدين هستند كه در پروژه هاي افراطيون نقش آفريني كرده اند

خود درگيري اکبر گاف با محسن کديور

اکبر گنجي معروف به اکبر پونز و اكبر گاف پس از تخطئه دين و مسلمات ديني اينبار در اقدامي جالب به سراغ يکي از هم پالکي هاي قديمي خود رفت و با تخطئه وي کسب اعتباري براي محفل جديدش کرد.
گنجي که سوابق درخشاني در توهين وتخطئه رجال معاصر دارد و با کپي پيست نظريات عهد باستان حتي نظام جمهوري اسلامي را که تنها نظام برآمده از راي مردم است به عنوان نظام سلطاني معرفي مي کرد ، وقتي که کفگير نظريات بي سرو ته اش به ته ديگ خورد ، به سراغ محسن کديور رفت که ادعاي جانشيني مرحوم منتظري را مي كند. گنجي مراتب بي عقلي و سفاهت كديور را گوشزد کرده است.گويي حكايت ديوانه و آينه است!
گنجي پيش از اين هاشمي رفسنجاني ، محمد خاتمي ، سروش و حتي مرحوم منتظري ر ا که هزينه وي را مي داد با الفاظ رنگين مورد ملاحضه قرار داده بود ، اينک به عنوان سلطان خشن لائيک ها خود را معرفي مي کند و حوزه خدمت ! خويش را در کنار خوانندگان لس آنجلسي و طرفداران همجنس گرايي قرارداده است.
سقوط فتنه سبز در 22 بهمن ، پس لرزه هايي چون خود درگيري عاملان شکست را به همراه داشته است

رد پای زنانه در رهبری جنبش سبز

يكي از اغتشاشگران فعال عليه قوانين اسلامي كه چند ماه پيش از ايران گريخت و از وزارت خارجه آمريكا جايزه شجاعت گرفت، مي گويد از ديدن سرنوشت محمدعلي ابطحي و اعترافات او ترسيده است. شادي صدر در عين حال مدعي است كه هر روز فكر مي كند قصد برگشتن دارد اما چون در خارج از كشور موثرتر است، آنجا مانده است. وي در گفت وگو با بي بي سي انگليس همچنين با ادعاي اينكه «جنبش سبز جنبشي با رهبري زنانه است»، هم قطاران خود را تحريك مي كند كه اين رهبري را به دست بگيرند.

شادي صدر به هنگام حضور در اغتشاشات دستگير و پس از 11 روز آزاد شد. اما پس از چند ماه خبري منتشر شد مبني بر اينكه وي از كشور گريخته است.

وزارت خارجه خانم كلينتون هفته گذشته احتياط ها را كنار گذاشت و اعلام كرد به شادي صدر جايزه شجاعت پرداخت مي كند. اين جايزه قرار بود ديروز به وي پرداخت شود اما «صدر» با بهانه كردن يكي از عناصر بازداشتي مدعي شد(شيوا-ن) او را شجاع مي داند و جايزه را به وي تقديم مي كند و بنابراين به واشنگتن- جهت دريافت جايزه- نمي رود.

همكار متواري نشريات زنجيره اي و گروهك كانون مدافعان حقوق بشر، در گفت وگو با بي بي سي درباره فرار از ايران گفت: من وقتي از زندان آزاد شدم، قصد نداشتم به قول شما ميدان مبارزه را ترك كنم اما به طور قطعي فهميدم ديگر سيستم به من اجازه فعاليت نخواهد داد. نكته دوم كه خيلي روي من تاثير گذاشت اين بود كه 5 روز بعد از آزادي من كيفرخواست دادستان مبني بر حضور من و شيرين عبادي در كودتاي مخملي خوانده شد. شب آن روز من تصوير آقاي ابطحي را در دادگاه ديدم. اين من را تكان داد و فكر كردم اين مي تواند سرنوشت من هم باشد. من نمي خواستم به هر شكلي و با هر شكنجه اي و يا هر روشي اقرار كنم كه فعاليت هاي من با مقاصد براندازانه طراحي شده و ما جاسوسان بيگانه يا عروسك هاي آمريكا و كشورهاي غربي بوديم.

وي كه در آلمان اقامت گرفته، اضافه كرد: تصميم من براي برگشتن يك تصميم باز است نه يك تصميم بسته يعني اين طور نيست كه ديگر قصد بازگشتن ندارم. اساساً من فكر مي كنم كه هر روز قصد برگشتن دارم اما هر روز بايد ارزيابي كنم كه كجا موثرترم در زندان يا در اينجا. آمدن من به خارج ادامه مبارزه است نه قطع مبارزه(!)

شادي صدر همچنين براي تهييج فمينيست ها گفت: خانمي مي گفت انقلاب 30سال پيش انقلاب مردها بود. حالا بنشينند و ساكت باشند، اين انقلاب ماهاست. حرف او اين بود كه ما داريم جنبش را رهبري مي كنيم و مردها به اندازه كافي امتحان پس داده اند، حالا بگذارند دست ما باشد. ديديم كه زن ها فضاي خيابان را شكل مي دهند و هدايت مي كنند، همين ها با ظاهر ساختارشكن و به دور از تعريف هاي نرمال از يك زن فعال به خيابان مي آيند ولي متاسفانه در سطح رهبري سياسي جنبش حضور ندارند و اين فقط در داخل ايران نيست و در خارج كشور نيز همين وضعيت ديده مي شود.

به گفته وي در طيف فمينيست ها از افراد مذهبي نظير اعظم طالقاني تا سكولارترين و لائيك ترين افراد نظير شهلا لاهيجي حضور دارند.

پیامک مسعود رجوی به دانشجویان

اخيراً برخي از اعضاي گروهك منافقين با شناسايي برخي از دانشجويان در دانشگاه‌ها ضمن پيدا كردن شماره تلفن همراه آنان، در تماسي با آن‌ها اقدام به پخش پيام ضبط شده مسعود رجوي سركرده اين گروهك تروريستي مي‌نمايند.
مضمون پيام مسعودرجوي به اين شرح است: من مسعود رجوي هستم از نهضت آزادي بخش ايران!، به تمام جوانان قيام جو اطلاع داده مي‌شود چهارشنبه سوري آخر سال با تمام قوا بر عليه نظام به پاخيزيد و به جنبش (فتنه) سبز بپيونديد.!
گفتني است در اين تماس‌ها شخص خاصي صحبت نمي‌كند و شماره‌اي قابل مشاهده نيست.
قابل ذكر است گروهك تروريستي منافقين كه در انتخابات از طرفداران پروپاقرص يكي از كانديداهاي اصلاح طلبان محسوب مي‌شد درحوادث بعد از انتخابات نيز هماهنگي‌هاي بسياري با جريان فتنه جهت آشوب در كشور را داشت.

هدف اصلي فتنه سبز

صداي آمريكا ضمن ترتيب دادن ميزگرد با حضور دو تن از عناصر گروهكي فراري اعلام كرد خواسته جنبش سبز، سكولاريسم و جدايي دين از سياست است. در اين گفت وگو حسن شريعتمداري (عضو مركزيت گروهك منحله حزب خلق مسلمان و مستخدم رسمي لانه جاسوسي) و علي اكبر موسوي خوئيني (عضو فراري فراكسيون مشاركت در مجلس ششم) حضور داشتند.

حسن شريعتمداري به صداي آمريكا گفت: جدايي دين از سياست كه در عراق پيگيري مي شود، نعمت بزرگي است. بايد بين جامعه بهنجار و نابهنجار فرق گذاشت. جامعه ما به خاطر تئوري حاكميت خدا، جامعه نابهنجاري است.

وي درباره سران فتنه هم كه هنوز جرئت ندارند علناً از سكولاريسم دفاع كنند گفت: ادعاي رهبري جنبش ادعاي گزافي است. برخي گفته هاي رهبران جنبش سبز، پايي در مدرنيته و پايي در استبداد دارد. ما بايد اين را باز شكافي كنيم و اين كمك مي كند خود آنها گفتار خودشان را اصلاح كنند.

موسوي خوئيني هم كه به عنوان پژوهشگر فناوري اطلاعات در دانشگاه استنفورد معرفي شد، به صداي آمريكا گفت: ما بايد به رويارويي ادامه دهيم. اكنون پس از 8 ماه، يك دور تنفسي براي جنبش به وجود آمده و اين فرصت را كه بين جناح هاي حكومت بحث هاي زيادي است- و از جمله پيشنهاد آقاي هاشمي و جناح ميانه رو براي تغيير قانون انتخابات- بايد غنيمت شمرد. بعد از وقايع 22 بهمن اكنون فرصت مغتنمي است كه فكر كنيم چه مي خواهيم.

وي اظهار داشت: حالا كه در درون كشور خفقان است، حاميان جنبش در خارج كشور بايد وقت صرف كنند و روشن كنند كه ما چه مي خواهيم. اما آنها آنچه را ما مي خواهيم خيلي باز و روشن نمي گويند. اخيراً هم بحثي به ميان آمد كه آقاي دكتر سروش به اروپا رفتند و سخنراني كردند و تفسير جديدي ارائه كردند و سكولاريسم سياسي را از سكولاريسم فلسفي تفكيك كردند. خيلي ها در محافل علمي و سايت ها از ايشان انتقاد كردند كه اين خيلي روشن نيست و بايد روشن شود

علت لغو کنگره حزب مشارکت

اخبار بدست آمده از لغو دوازدهمین کنگره حزب مشارکت بنا براختلافات درونی حکایت دارد.

به گزارش جوان آنلاین، گفته می شود علت لغو این کنگره مخالفت شاخه های استانی این حزب با سیاست های شورای مرکزی می باشد و اکثر شاخه های استانی از حضور در این کنگره سربازد زده بودند به همین دلیل این کنگره لغو گردید.

شایان ذکر است اکثر اعضای اصلی این حزب در استانها اعلام کردند در صورت ادامه رویه سابق این حزب توسط شورای مرکزی از حزب استعفاء خواهند داد. اکثر اعضاء این حزب خواستار تجدید نظر در سیاستهای حزب و تجدید پیمان با آرمانهای امام و انقلاب شده اند .

لازم به ذکر است که اعضای حزب اعتماد ملی نیز در چند ماه گذشته نیز از عضویت در این حزب استعفا و از شخص دبیرکل نیز اعلام برائت نموده اند.

اجرای سناريوي اعدام سازي از سوي سبزها

پس از اجراي نمايش هاي كودكانه سبزها در سناريوهاي مظلوم‌نمايانه كه نادرستي هر كدام پس از مدتي افشا شد اين بار سركردگان اين بازي سناريوي اعدام سازي را كليد زدند.

 برمبناي اين سناريو هرازگاهي يكي از متهمان اغتشاشات و آشوبهاي خياباني كه ترجيحا جوان و دانشجو باشد به پاي چوبه دار هدايت و بلافاصله پس از طراحي رسانه اي اين سناريو هجمه اي عليه نظام در داخل و خارج كشور به خاطر اعدام خيالي اين جوان دانشجو به راه انداخته مي شود.

در اين سناريو تعدادي از وكلا و فعالان سياسي و اجتماعي ماموريت پيدا كرده اند در سايت ها و نشريات داخلي و رسانه هاي ضد انقلاب مانند صداي آمريكا و بي بي سي براي اين اعدامي موهوم اشك بريزند و مظلوم نمايي كنند و از سازمانهاي بين المللي بخواهند جمهوري اسلامي ايران را تحت فشار قرار دهند.

نكته جالب توجه اين سناريوي مضحك اينجاست كه در صورت تكذيب اين نمايش از سوي متهم يا وكيل مدافع قانوني و يا خانواده وي سناريو سازان اعلام مي كنند اين افراد مجبور به تكذيب شده اند

حميد معصومي نژاد را آزاد کنيد!

حميد معصومي نژاد را آزاد کنيد!

Masoumi nejad must be free

 همانطور که همه با خبر هستند برادر بزرگوار مان حميد
معصومي نژاد
خبرنگار 51 ساله  واحد مرکزي خبر  در رم مي باشد  ايشان همواره  فردي شايسته و انقلابي  بوده اند که در اهم
راهپيمايي هاي انقلاب شرکت داشته  و همچنين  در جنگ تحميلي ايشان بزرگ مردي شجاع  در اذهان شناخته شده است .  همه خبرهاي  ايشان  را  از رم به خاطر دارند. خبر هايي چون خبر رسوايي اخلاقي برلوسکوني تا
ورشکستگي و بحران مالي ايتاليا.   و اينک در  زماني که  اذهان عمومي جهان متوجه  شور و حال بسيار  مردم در حمايت از دولت و نظام جمهوري اسلامي  و رسوايي دشمنان قسم خورده  ايران بود نا گهان با کار بسيار خنده دار و بچه گانه دولت ايتاليا اقدام به  دستگيري  ايشان کرده و با تهمت هاي وارد  به اين خبرنگار متعهد خواسته تا کوس حماقت  دفاع از سياستهاي متعفن آمريکايي و انگليسي را اثبات کند و در اين راه  نا بخردانه بار ديگر خود را پيش افکار عمومي رسوا ساخته است . بايد گفت که اين گونه اعمال جز رسوايي براي اين دولتهاي  سپرده و تحت  سلطه غرب سودي در بر  نخواهد داشت هر چند که ما  مي دانيم اين خبرنگار ازاد خواهد شد و اتهامات وارده شده نا صحيح و ثابت نشدني است و ما ضمن محکوم کردن  عمل زشت دستگيري  حميد معصومي نژا خواستار خاتمه گرو کشي سياسي سياستمداران پير  وسر شکسته غربي مي باشيم.

از تمامي دوستان
وبلاگ نويس درخواست مي کنيم با پيوستن به جنبش وبلاگي "معصومي نژاد را آزاد
کنيد" و درج پست و تصوير معصومي نژاد به حرکت ما بپيوند

نعل وارونه دستگاه قضائی

زهره الهیان نماینده ی تهران در پی احضار شدن های متعدد حسین شریعتمداری به دادگاه برای پاسخ گویی به شکایت خاتمی، موسوی و شیرین عبادی از وی، از دستگاه قضایی خواست تا به جای تشکیل دادگاه برای مدافعان نظام با کسانی که امروز همه ی ملت خواهان محاکمه ی آنها هستند برخورد کند.
 
به گزارش جهان، نماینده مردم تهران در مجلس اظهار داشت: با توجه به اینکه سران فتنه، آقازاده ها وسر حلقه های آنها در فراغت و آزادی به سر می برند و بدون هیچ گونه برخوردی همچنان خود را طلبکار از مردم می دانند، فرزندان انقلابی و متعهد به اتهام عمل به تکلیف انقلابی خود به دادگاه احضار می شوند. 

وی حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه ی کیهان را یکی از سرداران جنگ نرم خواند و با اشاره به این که شریعتمداری در یک دو ماه گذشته در چندین جلسه دادگاه حاضر شده و برای تفهیم اتهام و باز جویی به شعبات متعدد مراجعه کرده، افزود: البته برای کسانی مثل شریعتمداری حضور در دادگاه خود فرصتی برای افشای حقایق و حمله به دشمنان نظام است.
 
الهیان در ادامه با تاکید بر این که مطالبه ی مردم از دستگاه قضایی برخورد قاطع و سریع با فتنه گران است و مردم این خواسته را بارها با صراحت فریاد کرده اند گفت: یک سوال جدی اینجا وجود دارد و آن این که چرا باید سربازان نظام دائما مورد عتاب و باز خواست قرار بگیرند ولی فتنه گران جز مراعات و ملاطفت، عقوبتی نبینند. 

وی در پایان افزود: آیا بهتر نیست دستگاه قضایی به جای تشکیل دادگاه برای مدافعان نظام عزم خود را برای یکسره کردن تکلیف فتنه گران جزم کند؟

هک و دیفیس سایتهای ایتالیایی به خاطر دستگیری خبرنگار عزیزمون

طی خبرهای که این چند وقته شنیده میشه، خبرنگار عزیزمون یعنی آقای حمید معصومی نژاد در ایتالیا به بهانه ی الکی و طی
ادامه نقشه شوم آمریکا و ... دستگیر شدن.

به همین علت تصمیم گرفتیم به بهانه تذکر سایتهای ایتالیایی رو دیفیس و هک کنیم...

توسط یونس

 


http://mircolazzari.com/index.htm

http://zone-h.net/mirror/id/10332184
---------------------------
http://oggettiva.com/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332187
-----------------------
http://payoff.it/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332228
------------------------
http://pharmon.it/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332232
---------------------------
http://poliodontomedicamilano.it/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332236
----------------------------
http://scotracingteam.com/
http://zone-h.net/mirror/id/10332244
-----------------------------
http://sdv-srl.it/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332246
-------------------------------
http://selledallavalle.it/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332249
-------------------------
http://sistema-uni-one.it/index.html
http://zone-h.net/mirror/id/10332255
------------------------
http://studioforcella.com/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332258
------------------------
http://supermega.it/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332263
------------------------
http://tartajet.com/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332268
--------------------------
http://traccegrafiche.com/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332273
-----------------------
http://trasportipaladin.it/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332277
-----------------------
http://unavitaa300.com/index.htm
http://zone-h.net/mirror/id/10332286

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

کاخ محقرانه مهدی کروبی

بیان جزییات بیشتری ار کاخ محقرانه مهدی کروبی

بدنبال افشای اطلاعات مربوط به کاخ محقرانه ای که هم اکنون مهدی کروبی در حال انتقال اسباب اثاثیه اش به آن می باشد ، اطلاعات تکمیلی حاکی از آن است که با توجه به قیمت منطقه ای محل ، هر طبقه از ساختمان مذکور حدود 2/5 الی 3 میلیارد تومان ارزش دارد.

www.alijenabsabzposh.persianblog.ir

ضمنا پیمانکار احداث ساختمان علیرغم وجود تخلفات ساختمانی و انجام تغییر در برخی کاربری ها ، طی زد و بند با ماموران شهرداری موفق به دریافت پایان کار گردیده است که جزییات بیشتری از فعالیتهای سو این پیمانکار در احداث پروژه های مسکونی گران قیمت در شمال تهران ( کاخهای محقرانه برا

جنگ نرم فقط جنگ روانی نیست

سيدحسن موسوي فرد: 

در مورد حوادث پس از انتخابات سخن فراوان گفته شده است اما کمتر به ریشه یابی علل و عوامل شورش بخشی از جامعه درمقابل وضع موجود پرداخته شده است. حتی به ریشه یابی حوادث و اشتباهاتی که از سوی نیروهای منتسب به نظام و خصوصا رسانه ملی و نهادهای امنیتی و  نظامی توجهی نشد.

مسئله بسیار مهمی هم که رهبر انقلاب به عنوان جنگ نرم به آن پرداختند متاسفانه به درستی تبیین و دنبال نگردیده است. در بسیاری موارد از جنگ نرم سخن گفته می شود اما آنرا به یک جنگ روانی که سراسر آن هم اعمال خلاف اخلاق است تقلیل می دهند. سخن از جنگ نرم گفته می شود ،ولی به ابزار های سخت متوسل می شوند و با زورآزمایی خیابانی و در کف دانشگاه ها به دنبال حل مسئله هستند. شاید بتوان این مسائل را به گونه اي ختم کرد ولی مشخص است که نمی توان آنرا به راحتی حل کرد.

در این مجال برآن هستیم مختصری به مسئله به ظاهر واضح و کلی اما بسیار مهم یعنی مسئله کارآمدی بپردازیم تا بتوانیم تحلیل درستی از نوع برخورد نظام و معترضین پس از انتخابات بپردازیم، البته اين مسئله كلي است و مربوط به حوادث پس از انتخابات هم نيست بلكه مي تواند مسئله اصلي نظام باشد.

رهبر انقلاب از حدود یک دهه قبل بر لزوم مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و بی عدالتی  تاکید فرمودند که این خود تایید کننده وجود برخی ناکار آمدی ها در سیستم اداره کشور و همچنین فرهنگ عمومی  آن است. واضح است بسیاری از نارضایتی از آنجایی ناشی میشود که حاکمیت نقش خود را به درستی انجام نمی دهد و خروجی کارها مطلوب و مطابق عدالت نیست. البته در برخی مواقع نیز کارهای خوبی صورت می گیرد ولی به واسطه ضعف در اطلاع رسانی، آن شیرینی به کام ملت نمی نشیند و  احساس برقرای عدالت را ندارند.

برای روشن شدن بحث چند مثال ذکر می کنیم. تقریبا در میان جماعت عدالتخواه محل اتفاق است که سیاست های اقتصادی دولت سازندگی باعث ترویج لیبرالیسم اقتصادی و به تبع آن باعث افزایش شکاف طبقاتی و رواج تبعیض و بی عدالتی و حتي برخي شورش هاي اجتماعي گردید.و همچنین نگاه غلط رئیس دولت و دولتمردان به نحوه زندگی مسئولین نیز باعث ترویج اشرافیت میان دولتمردان و رفاه طلبی و باز شدن دست انان به بیت المال مسلمین شد. این خود  به مراتب تشدید کننده ناکار آمدی های موجود درساختار مدیریت کشور و به تبع آن تاثیر در نحوه اداره آن بود.

 در دوره اصلاحات نیز به واسطه لیبرالیسم فرهنگی و سیاسی حاکم بر نگاه دولتمردان ،عرصه فرهنگ عمومی جامعه و همچنین سیاست داخلی  دست خوش تلاطم و ناهمگونی فراوان شد. همچنین سیاست های غلط در عرصه سیاست خارجی باعث ناکارامدی فراوان در این عرصه گردید.

حوادث ناگواری مانند قتل های زنجیره ای و  کوی دانشگاه اگر نگوییم پروژه ای برای تضعیف نهاد های امنیتی و انتظامی بود خود باعث تضعیف انان گردید.پروژه هاي فراواني هم براي تضعيف نهاد هايي مانند شوراي نگهبان،صداو سيما، بسيج و سپاه و حتي رهبري شد كه نمونه آنها در لوايح سياسي مجلس ششم شاهد بود.

سيستم فكري و نهاد هاي برنامه ريز كشور آنقدر يله و رها بودن كه شاهد نفوذ جريان اپوزوسيون فكري نظام به بدنه فكري و برنامه ريز كشور و عملا نهاد هاي برنامه ريزي كشور پايگاهي براي بازتوليد مباني سرمايه داري در كشور بودند. شايد گوياترين سند آن هم مقدمه كاملا ليبرال برنامه چهارم توسعه بود كه به سرپرستي يكي از مشاوران بلند پايه يكي از كانديداهاي انتخابات اخير نوشته شده يود.به نظر نمي آيد در هيچ نظامي شما بتوانيد يك چنين موضوعي را مشاهده كنيد.

در چنین شرایطی است که رهبری ان تاکیدات را برعدالت و ساده زیستی و مسئولین  و مبارزه با فقر و فساد و تبعض را مطرح میکنند و مشروعیت مسئولان را به خدمت به مردم و برقراری عدالت گره می زنند.

امام بزررگوار مان با این انقلاب اسلامی به دنبال ان بود که نشان دهد که اسلام توانایی اداره جامعه را دارد و تمامی دشمنی کنونی دشمنان نظام اسلام برای ان است که اثبات کنند اسلام توانایی اداره جامعه رادارد. نظام اسلامی در طی دوران پس از انقلاب با سرعت زیادی رو به پیشرفت بوده و عملا تا همین حد هم اثبات نموده است که اسلام میتواند یک جامعه را اداره و به جهانیان معرفی نماید. بی شک در بنیان های اعتقادی و و مبانی دینی و گزاره های انها  برای اداره جامعه اشکالی وجود ندارد و معضل ناکار امدی از انجا نمیشود.اما در بسیاری از موارد ما دچار کمبود نرم افزار برای اداره جامعه هستیم. در حال حاضر مسئله اصلی ان است که نظام اسلامی ما با همه قدرت  و توانایی های خود در عرصه های مختلف هنوز  دارای ناکار امدی هایی جدی در حوزه ساختار ها و برنامه ریزی و ... است که باید جبران شود.

این ناکارامدی ها را میتوان در عرصه های مختلف مانند رسانه، قانون گذاری ،اجرا ونظارت وقضا شاهد بود. در عرصه رسانه شاهد هستیم که توانایی انرا ندارد که جمع وسیعی از مردم را اقناع نماید وبه همین واسطه به دنبال رقابت با رسانه های خارجی و ماهواره ها میرود.در رسانه ملی شاهد یک بدنه سکولار و بیگانه با مبانی انقلاب و امام هستیم و این به واسطه نفوذ شدید اشرافیت و بیگانگی با عرصه عمومی جامعه است و در عین حال شاهد عدم توانایی مدیران برای کنترل شرایط  و مدیریت فضای کاری شان هستیم .که نمونه ای از این ناکار امدی را در شرایط پس انتخابات دیدیدم.

در عرصه قانون گذاری ناکارآمدی هایی برای تولید قوانین محکم در مجلس هستیم ، متاسفانه خیلی از اين قوانين خود به مفاسد دامن میزند. نمونه واضح آن اعمال نظرهاي فارق از نگاه ملی نمایندگان در تدوین قوانین و خصوصا قوانین بودجه و قوانین حساسی مانند هدفمند کردن یارانه ها است.

در عرصه اجرا در حوزه های مختلف میتوان مثال آورد. جدای از آنکه شاهد خود سری مدیران در اجرای امور و حتی مسئولین رده بالای نظام هستیم، شاهد بسیاری مفاسد و ناکارآمدی های سیستمی برای مبارزه با فساد و اجرای عدالت نيز مي باشيم.

مردم ما در انتخابات ها هموراه به دنبال يك منجي براي امور خود هستند،رواج این روحیه منجی گرایی كه در دولت و مردم همواره وجود دارد نشان از آن دارد که تمایل زیادی برای دور زدن سیستم مدیریت کشور وجود دارد. البته نباید منکر ناکارآمدی های جدی در ساختار های برنامه ریزی واجرایی کشور شد ولی باز هم توجیهی صحیح برای این روحیه در مدیران ما نیست. مثال های زیادی مانند رونداجرای اصل 44 و یا هدفمند کردن یارانه ها و مسائل کلان این چنینی میتوان آورد که دستگاه هاي مختلف نظرات مختلف را اعلام و به يك باره يك مدير ارشد و يا شخص رئيس دولت همه چيز را با يك دستور لغو و يا حلو فصل مي كند .اينها همگی نشان دهنده وجود این ناکار امدی ها در سيستم مديريت اجرايي كشور است.

در عرصه قضا هم از اطاله دادرسی گرفته تا حجم بالای پرونده ها گرفته تا مسائل کلان تری مانند  عدم مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی را شاهدیم.

همه مثال های بالا ذکر شد که گفته شود که این گونه نیست که بسیاری از مستولین ما خائن هستند بلکه درک درستی از چگونگی حل و فصل مسائل اساسی کشور ندارند و نباید انتظار داشت خروجی این کارها و ناکارامدی ها عدالت و مبارزه با فقر و بی عدالتی  باشد. اصولا نمیتوان عدالت را به صورت  دستوری  و مقطعی نهادینه کرد . چگونه میتوان فسادی که در طول سالیان در کشور نهادینه شده است در یک یا دو دوره چهار ساله حل کرد و هرکسی مدعی این باشد یا جاهل است یا دروغگو.اما نباید به این بهانه از همگی توان برای مقابله با این مسائل استفاده نکرد.

سوال اينجاست وجود اين ناكارآمدي در كجا خود را نشان مي دهد؟.ناکار آمدی های موجود باعث می گردد که نهادهای امنیتی کشور به خاطر اختلافات داخلي و همچنين ترس از تكرار مسائل پيشين در وقایع اخیر نتوانند به درستی نقش خود را ایفا نمایند. نهاد های انتظامی یا به کناری بنشینند و یا با شدت به گونه ای برخورد کنند که آن ناراحتی ها به وجود آید.و رسانه ملی هم نتواند مخاطبان خود را به درستی اقناع و ارضا نماید.سیستم اقتصادی کشور نيز جواب های مناسب را به برنامه های اقتصادی بدهد و  معضلات و معلول های دیگر که از این ناکارآمدي در ساختار های اجرایی، برنامه ریزی و نظارتی کشور ناشی می شود كه باعث مي گردد ما اين فوران نارضايتي را به يكباره شاهد باشيم.

تصور كنيد كارگري كه هيچ امنيت شغلي نداردو دستمزد او علي رغم تلاش فراوان كفاف دخل وخرجش را نمي كند، جوان بيكاري كه تلاشش براي شغل به در بسته مي خورد، ويا 13 ميليون جوان در سن ازدواج كه به دلايل مختلف با وجود اين همه تبليغات فاسد و مشكلات اخلاقي امكان ازدواج براي آنها فراهم نمي شود. بسیاری از اين کسانی که هم از روند جامعه و  هم از وضع زندگی خود ناراضی هستند از این ناکارآمدی ها رنج میبرند. اما متاسفانه بابرخورد صحیحی مواجه نمی شوند. شما توجه كنيد به تعبير حضرت امام طرفداران اصلي انقلاب همين پابرهنگان و طبقات مستضعف هستند  بسیاری از آنان شايد در اعتراضات هم حتي شركت نكردندو با نجابت در راهپيمايي هاي حمايت از نظام هم حضور جدي داشتند ولي از سر دلسوزی و از منظر دینی این سوال را دارند که اگر ادعا میکنیم  که این نظام اسلامی است پس چرا در بسیاری ازموارد اسلام اجرا نمی شود و یا باتبعیض اجرا می گردد؟ اگر این نظام به دنبال عدالت است و این دولت نیز همین گونه پس چرا در بسیاری موارد عدالت اجرا نمی گردد ویا حداقل ما این احساس را نداریم؟

این گونه نیست که هر کس اعتراضی به وضع موجود داشته باشد مخالف اسلام و انقلاب و ولایت فقیه باشد! بلکه بسیاری از آنان به واسطه دلسوزی برای همین مسائل است که معترض هستند. مسئله آنان آن است که چرا عده ای شعار عدالت سر میدهند اما عدالت به قتلگاه می برند و یا حداقل خروجی کار آنان خلاف عدالت است؟!مگر اين مردم از اين نظام الهي به دنبال چه هستند؟ غير از ْآن است كه به جز اقليتي اشرافي و زياده خواه همگي دنبال حداقلي از رفاه عمومي و بدون تبعيض براي خود هستند.

چرا باید دولت و نظام اسلامی از نقد درون گفتمانی بترسد؟ چرا باید نظام اسلامی  از مشارکت دادن مردم برای حل مسائل اساسی کشور استفاده نکند؟ چرا باید ما مشارکت مردم را فقط در انتخابات ها ببینیم؟

ناکار آمدی های موجود در نهاد های انتظامی و امنیتی کشور و وزارت کشور ما کار را به آنجا رسانده است که به هیچ راهپیمایی در کشور حتي به جريانات حزب الهي ،الا آنها نهادهای تبلیغاتی نظام اجرا می کنند مجوزی داده نمی شود پس چگونه باید یک عده که نقد دارند صدای خود را به گوش مسئولین برسانند؟

سوال دیگر آنان این است که چرا رسانه ملی ما بازگو کننده خواسته های آنان نیست ،و چرا صدای یک عده ای نه چندان قليل در این رسانه شنیده نمی شود؟ اتفاقا این نقد را بیش از هر گروه دیگری جریان حزب اللهی و طرفدار نظام دارد.

سالیانی است که رهبر انقلاب و دلسوزان فریاد میزنند که باید در کار ها به مبانی انقلاب و اندیشه های امام راحل و برقراری عدالت و مبارزه با فقر و فساادو تبعیض توجه جدی شود. اما کمتر کسی گوش شنوایی برای این کارها داشته و دارد. این بی توجهی به این مسائل بنیادین کار را به انجا رسانید که همه عوامل دست به دست هم بدهندو ما پس از انتخابات شاهد وقایع تاسف بارآن چنانی باشیم. منصفین حتما تصدیق خپاهند کرد که بسیاری از کسانی که در راهپیمایی های غیر قانونی و یا حتی قانونی شرکت کرده اند نسبت به بي عدالتي و تبعيض و تضضییع حقوقشان اعتراض داشته اند و این گونه نبوده که دشمنی بامبانی انقلاب داشته اند. حتی در ادبیات سران معترضین نیزاگر چه تا حد زيادي منافقانه شاهد برخی از این گزاره ها  یا اندیشه های حضرت امام بودیم.

لذا  در شرایط کنونی همان طور که رهبر انقلاب فرمودند باید به مسائل اساسی مردم و نیاز ها وخواسته های آنان پرداخت. شاید بزرگترین ابزار مواجهه با جنگ نرم در شرایط کنونی کشور دست برداشتن از دعواهای بی فایده و پرداختن به خدمت صادقانه برای مردم و کمک به کار امدی بیشتر نظام اسلامی باشد. مردمی که با عشق و علاقه خود به امام و انقلاب و رهبر ی آن سه حماسه بزرگ یعنی 22 خرداد و 9دی و 22بهمن را  آفریده اند خسته از این چند ماه درگیری و خون دل خوردن چشم انتظار خدمت و تحول جدی در وضع معیشتشان و برقراری عدالت نسبی هستند.

مشكل آْنجايي بزرگتر مي شود كه ما جمهوري اسلامي را با اين توان واقعي خود با انقلاب اسلامي با آن آرمان هاي حداكثري و بلند گره زده ايم و وقتي بين وضعيت مطلوب و موجود مقايسه مي شود  تفاوت فراوان است. بعضي نيز جاهلانه و يا عامدانه برخي دست آوردهاي مادي را كه البته به جاي خود مطلوب است دست آورد انقلاب ميخوانند،بلكه اين گونه نيست. انقلاب مروج روحيه اي انقلابي و جسارت آميز است كه  باعث گرديده است يك چنين اموري نيز بدست آيد، انقلاب آمده است كه انسان تربيت كند اگر به اين مطلوب رسيديم آن موقع مي توان ادعاي پيروزي كامل انقلاب را كرد. اگر بخواهيم اين منطق را بپيذيرم بايد بسياري از اين ناكارآمدي ها را به پاي انقلاب نوشت و نه جمهوري اسلامي و اين است كه عده اشتباهات و وقايع اخير  را مشاهده ميكنند با انقلاب و ولايت فقيه مشكل پيدا ميكنند. اين حاصل اين روحيه است كه ما ناركار آمدي هايي كه حتي شايد ذره اي هم به رهبري مربوط نباشد را به نام تقدس نظام و يا ولايت فقيه ويا تكميل كردن پازل دشمن توجيه ميكنيم و بسياري از اشتباهات را با مايه گذاشتن از رهبري حل مينماييم.  بی شک اگر بسیاری از این ناکار آمدی ها و نارضایتی ها نباشد دشمن نیز نخواهد توانست ضربه ای به پیکره انقلاب وارد نماید. شاید بتوان به جرات ادعا کرد که نظام قدرتمند اسلامی ایران تا زمانی که از داخل مشکلی نداشته باشد از دشمن خارجی لطمه نخواهد  خورد.

اكنون نيز باید به جای برخورد های سلبی و بی مورد به مردم این درک را  داد که مسائل و مشکلات مملکت یک شبه و دستوری و با یک یا دو دولت حل نخواهد شد و بسیاری از این ناکار آمدی های سیستمی است و باید سیستمی حل شود البته این توجیه گر کوتاهی مسئولین برای خدمت نیست. باید از پتانسیل فراوان  مردم که به خوبی در سه حماسه اخیر نشان داده اند برای اصلاح امور کشور و مبارزه با مفاسد استفاده نمود.

باید تبیین گردد ریشه بسیاری  از مسائل اخیر در ناكار آمدي برخي ساختار ها و همچنين مفاسد اقتصادی و رانت خواری و جریان اقازادگی در مسئولان است که در طی سالها نهادینه شده است و از این پشتوانه مردمی برای مبارزه و برخورد با این مفاسد استفاده گردد شايد الان طلایی ترین فرصت برای قوه قضائیه است که با شجاعت و نه با شعار با این مسائل مواجه شود.